زن پناهگاه مرد است و مرد تکیه گاه زن
415 بازدید
تاریخ ارائه : 9/17/2013 12:51:00 PM
موضوع: علوم تربیتی

مردى به همراه همسرش مى خواست از عرض رودخانه اى عبور کند، در حالى که پلى نمى يافت! زن شجاع و جسورش گفت: بيا از داخل آب عبور کنيم! مرد ترسو و بزدل گفت: من مى ترسم! زن غيور با اعتماد به نفس بالايي که داشت گفت: بيا پشت من سوار شو تا تو را عبور دهم! شوهر منفعل و ضعيف، بى درنگ پيشنهاد همسرش را پذيرفت و بلافاصله سوار شد! همين که به وسط رودخانه رسيدند، زن بيچاره به شوهرش گفت: تو چقدر سنگينى! مرد با نهايت پررويى گفت: آخه من مرد هستم! آرى ! برخى مردان بى مسئوليت بار خود و زندگى را به دوش همسرشان مى گذارند، اما همچنان خود را مرد مى پندارند و مايلند از امتيازات و اختيارات مردانگى به خوبى بهره ببرند. "ويل دورانت" در کتاب "لذت فلسفه" در فصلى تحت عنوان "زن امروزى" مي نويسد که بعد از انقلاب صنعتى در غرب، مسئوليت پذيرى مردان کاهش يافت. چرا که زنان دوش به دوش مردان بيرون منزل کار کردند و استقلال مالى يافتند. از اين رو مردان بخشى از بار زندگى را به دوش زنان نهادند و بدين ترتيب از مسئوليت خود کاستند! زنان نيز هيجان زده به فراخوان کارفرمايان سودمحور شتاب زده پاسخ گفتند و پشت به خانه رو به کارخانه نهادند. شايد وقتى اولين دستمزد ناچيز خود را دريافت مى کردند بسيار ذوق زده بودند، غافل از اين که راحت طلبى و عافيت جويى مرد را فراهم مى آورند. انقلاب صنعتي در اروپا و سود پرستي کارخانه داران بزرگ سبب شد تا براي دستيابي به نيروي کار ارزان، زنان را به بازار کار بکشانند! زيرا زنان کارگران ارزان و کم توقعي بودند. انقلاب صنعتي موجب شد که زن نيز صنعتي شود. زنان کارگران ارزان تري بودند و کارفرمايان آنان را بر مردان سرکش سنگين قيمت ترجيح دادند. کار پيدا کردن براي مردان دشوار شد. اما از زنان و کودکان دعوت به کار مى شد! کارفرمايان در انديشه سود و سهام خود بودند، و خاطر خود را با اخلاق و رسوم آشفته نمى کردند. کساني که ناآگاهانه براي خانه براندازي توطئه کردند، کارخانه داران وطن پرست قرن نوزدهم انگلستان بودند! آزادي کاذب زن ثمره پيشرفت هاي اقتصادي است و خود زن دخالتي نداشت. حضور زن در بازار کار و فعاليت هاي اقتصادي به تدريج باعث شد تا به اين فکر بيفتد که براي انجام راحت تر کارهاي خود از پوشش هاي کمتري بهره ببرد، و از سويى با مصرفي تر شدن جامعه از مد روز استفاده کند و بدين ترتيب زنان و دختران که تا به حال در محدوده خانواده عفيفانه مي زيستند، در گذر زندگي اجتماعي خود به جلوه گري ها پرداختند و اين امر با گسترش سينما و تقليد از هنرپيشگان زن در شيوه روبه رو شدن با مردان به تنزل روحيه عفاف و پوشيدگي انجاميد. قرآن در آيه ٤٣ سوره نساء مردان را "قوام" ناميده است. "قوام" صيغه مبالغه "قائم" و به معناى کسى است که ايستادنش فراوانى دارد، يعنى: مرد بايد پابرجا و برقرار باشد. مرد بايد چونان ستونى محکم و استوار تکيه گاه قابل اعتماد همسرش باشد. زن به چنين مردى مى تواند افتخار کند. مرد بايد فعال باشد و نه منفعل. مردى که زود برآشفته مى شود "قوام" نيست. مرد زودرنج، دهن بين، احساساتى، هيجان مدار، دمدمى مزاج و وابسته قوام نيست. به راستى و حقيقت، قرآن زيباترين ، کامل ترين و رساترين تعبير را در تبيين جايگاه مرد در خانواده و اجتماع فرموده است. "الرجال قوامون على النساء" قرآن مردان را مسلط و چيره بر زنان و يا فرماندهان زنان و يا آقاى زنان ندانست، بلکه گويا مردان را ستون خيمه زندگى مى داند و زنان را چادر اين خيمه که مردان را با عواطف خويش پوششى وصف ناپذيرند. زن پناهگاه مرد است، و مرد تکيه گاه زن. حيدر کرار، پشت به نامردمى هاى روزگار، رو به سوى فاطمه (س) مى گذاشت و مى فرمود: هرگاه چشمم به چشم فاطمه (س) مى افتد غم هاى عالم از دلم برداشته مى شود. مرج البحرين يلتقيان ، گويا دو درياى مهر به هم پيوند مى خورد. از اين رو بر اين حدس و گمانم که تا فاطمه (س) را داشت سر در چاه نکرد و با او درد دل گفت ! و چون او را از دست داد ، به زلال چاه راز دل گفت.

سید مهدی واعظ موسوی

www.vaezmousavi.org

vaezmousavi@gmail.com